كدخبر: ۵۷۶۵
تاريخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۴
نسخه چاپي
ارسال به دوستان
محمدرضا مصطفیپور:
عرفانهای كاذب با دامنزدن به مسائل اخلاقی، جوانان را به دام میاندازند
حجتالاسلام مصطفیپور با بيان اينكه امروزه برخی مدعيان عرفانهای نوظهور با مهيا كردن مكانهايی جهت اجتماع و زيرپا گذاشتن مسائل اخلاقی سعی در جذب جوانان دارند، گفت: در دانشگاه افرادی خانمها و آقايان را با حربه مخصوصی به دام میاندازند و با بيان اينكه عرفان با دل كار دارد و به عمل مربوط نيست، دانشجويان را فريب میدهند.
حجتالاسلام محمدرضا مصطفیپور، از شاگردان برجسته آيتالله جوادی آملی، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، در برشماری ويژگیهای عارف راستين به انساندوستی وی اشاره، و اظهار كرد: ما معتقديم كه پيامبر اكرم(ص) رحمةللعالمين است. عارف حقيقی هم دنبالهرو پيامبر(ص) است و او نيز میخواهد برای ديگران نمود رحمت و تجلی باشد؛ لذا حضرت موسی(ع) با اينكه میداند فرعون خود را «ربكم الاعلی» معرفی میكند، به فرمان الهی به پيش او میرود كه «لعله يذكر او يخشی» شايد متذكر و هدايت شود. عارف حقيقی نيز میخواهد تمامی انسانها نجات پيدا كنند؛ لذا به سراغ آنها میرود.
وی با بيان اينكه اين نوعدوستی از آموزههای دين است، تصريح كرد: در دعای ماه مبارك رمضان میگوييم: «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور، اللهم...» در اين دعا صرفا مسلمانان را دعا نمیكنيم، بلكه تمامی بشريت را دعا میكنيم. هر كس مريض، فقير و دارای مشكلی است، برای او دعا میكنيم. اين میشود كه انسان دوستی بر اساس آموزه دينی به جريان میافتد.
حجتالاسلام مصطفیپور در پاسخ به اين سؤال كه منظور از «الطرق الی الله بعدد النفوس» چيست؟ و با مسئله كثرتگرايی چه ارتباطی پيدا میكند؟ بيان كرد: البته اين مسئله روايت نيست و بيانی است كه در كتابهای عرفانی و يا اهل فلسفه آمده است. ما يك عرفان و يك عملكرد داريم؛ عرفان حقيقی تنها يك راه را به ما نشان میدهد، اما از آن جهت كه افراد مختلف هستند و استعدادها و شرايط آنان متفاوت است، عملكردها متفاوت میشود.
وی با بيان اينكه هيچ دو انسانی اساسا از نظر جسمی به طور تمام، شبيه هم نيستند، افزود: همينطور هيچ دو انسانی از نظر باطنی نيز شبيه هم نيستند؛ لذا به تمامی انسانها يك دستور داده نمیشود. برای همين است كه میگويند كه شريعت برای همه هست، اما عرفان نمیتواند برای همه باشد.
اين شاگرد آيتالله العظمی جوادی آملی افزود: ممكن است برخی از راه مطالعه نظم عالم و مشاهده طبيعت، به خدا روی آورند و عده ديگری بخواهند از روش بالاتری چون برهانهای عقلی به خدا برسد. ديگری به خاطر اعتقادی كه به كس ديگری دارد به خدا ايمان میآورد. يكی هم مثل عارف است كه مسير سير و سلوك را پی میگيرد.
وی با بيان اينكه اگر كثرتگرايی به معنای كثرت حقيقت باشد غلط است، تصريح كرد: ما حقايق كثير نداريم، به عبارت ديگر تنها يك راه نجات داريم، اما از آن جهت كه دينداری هر كس برای او تنها مطرح است، نوعی كثرت در عملكرد انسانها داريم. عرفان حقيقی هم همين را میگويد، اما افرادی مثل «اشو» آمدند و كثرتگرايی دينی را مطرح كردند و برخی از عرفای ما نيز متأسفانه اين مسئله را پی گرفتند.
حجتالاسلام مصطفیپور خاطرنشان كرد: يك راه بيشتر برای رسيدن به حقيقت وجود ندارد و آن صراط مستقيم است. معيار ما در بين عارفان حقيقی، پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) و كسانی كه در راه ايشان جلو میروند، هستند؛ لذا آنان فرمودند كه اگر میخواهی بدانی صراط مستقيم چيست؟ صراط مستقيم كسی غير از ائمه معصومين(ع) نيستند.
وی با بيان اينكه عارف حقيقی علاوه بر علاقه داشتن به تمامی انسانها، به همه موجودات علاقه دارد، بيان كرد: اينكه ما میبينيم كه اگر ائمه معصومين(ع)، سگ گرسنهای میديدند به آن نان میدادند و يا اگر درختی را میديدند كه از بیآبی میخشكيد، به آن آب میرساند؛ يعنی به همه آفريدهای خداوند اهميت میدادند، اما برخی عارفان دروغين، ارزشهای دينی را به بهانه كارهای نامشروع انكار میكنند.
محمدرضا مصطفیپور:
در حقيقت كثرتگرايی نداريم، به عبارت ديگر تنها يك راه نجات داريم، اما از آن جهت كه دينداری هر كس برای او تنها مطرح است، نوعی كثرت در عملكرد انسانها داريم؛ به تمامی انسانها يك دستور داده نمیشود. برای همين است كه میگويند كه شريعت برای همه است اما عرفان نمیتواند برای همه باشد
اين شاگرد آيتالله جوادی آملی با بيان اينكه عارف حقيقی از انسانها نااميد است و تنها به خداوند دل بسته است، تصريح كرد: اگر انسان بخواهد به مقامات والای عرفانی برسد، بايد از آنچه در دست مردم است، مأيوس باشد كه همان كمال انقطاع الی الله است. بحث ديگر اينكه چون عارف خدا را زيبا میبيند، مجموعه نظام هستی را هم زيبا میبيند.
وی با اشاره به آيه شريفه 7 از سوره مباركه سجده گفت: خداوند میفرمايد: «الَّذِی أَحْسَنَ كُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِين؛ همان كسى كه هر چيزى را كه آفريده است نيكو آفريده و آفرينش انسان را از گل آغاز كرد». خدا خالق همه چيز است، همه چيز هم زيباست؛ لذا عارف هيچ چيز را در جای خود نازيبا نمیبيند.
عضو هيئت علمی دانشگاه تربيت معلم بيان كرد: يكی ديگر از ويژگیهای عارف اين است كه بالاخره میداند كه از پس امروز فردايی است؛ لذا به مرگ نيز همواره توجه دارد و طبيعتا تظاهر به برخی كارهايی كه ديگران دارد نمیكند و همه جا را برای رسيدن به هدف خود آماده میبيند؛ مخصوصا در عرفانهای وارادتی كه دامن زدن به مسائل جنسی و رقص و سماء مطرح میشود.
وی با اشاره به برخی جريانهای نوظهور در كشور گفت: اين عده مكانهايی را مهيا میكنند و در آنجا جمع میشوند و بسياری مسائل اخلاقی را زير پا میگذارند و ارزشها را ناديده میانگارند، ولی يك عارف حقيقی صد در صد به تمامی اين مسائل توجه دارد. متأسفانه ما در دانشگاه میبينيم كه افرادی خانمها را با يك روش و آقايان را با حربهای ديگر به دام میاندازند.
حجتالاسلام مصطفیپور در تبيين حربههای تبليغی اين گروه افزود: به عنوان نمونه آنان با اين راهها كه عرفان صلح كل است و با دل كار دارد و با عمل كاری ندارد، افراد را جذب میكنند، در حالی كه آن كسی كه عارف حقيقی است آن قدر شديد مراقب اعمال و رفتار خود است كه برنامههای شديد عرفانی را در چارچوب رياضت و مراقبه پيگيری میكند.
وی با بيان اينكه رياضت و مراقبه دو اصل اساسی در عرفان است، بيان كرد: رياضت؛ يعنی تمرينهای خيلی سخت برای اينكه ارزشهای معنوی برای انسان ملكه شود. در كنار آن، بحث مراقبه را داريم. عارف بايد هميشه مراقب باشد كه پايش، دستش و گوشش نلغزد، حتی خيال و وهمش هم نلغزد و توهمات گناهآلود به مخيله و ذهن او نفوذ نكند.